با نشر این شعر، فرارسیدن سال نو را برای شما خجسته باد عرض میکنم
و امید میبرم که این سال نو، سرشار از آرامش و خیر و برکت برایتان باشد
با سوادِ واقعی
قدم که برمیدارد
هیچجای جهان ترک نمیخورد
هیچکس احساس نمیکند
کوچکتر از سایهاش شده
داناییاش نرم است
مثل دستی که گردِ کتابها را
از روی روحت میتکاند
بیآنکه صدایی بلند کند
پولدار اصیل
ثروتش را
نه در نورِ زر
در لطافت نان گرم پنهان کرده
در آرامشی که وقتی حرف میزند
روی شانههایت مینشیند
و خستگیهایت را آرام میبرد
باهوش حقیقی
هیچگاه در میانهٔ جمع
پرچمِ فهم خودش را
به اهتزاز درنمیآورد
فقط گاهی
از لابهلای نگاهش
جرقهای رد میشود
که جهان را کمی
روشنتر میکند
آدمهای غنی
حرف که می زنند
فقرِ تو را نمیکٓنند
تا نشان بدهند که نیستی
برعکس
ردّی از بودن در تو میکارند
چیزی شبیهِ امید
شبیهِ لبخندی که
از دوردستِ سالها میآید
و روی لب مینشیند
بیآنکه بخواهی
زندگی از آنِ کسانیست
که چشمهایشان لبریز است
نه با حسرت
که با دیدن
با فهمیدن اینکه جهان
همیشه کمی بیشتر از حد نیاز ما
سخاوتمند بوده
و میدانم
ثروت واقعی
گاهی فقط یک دستِ گرم است
که در تاریکی
راه را به تو نشان میدهد
گاهی تنها واژهای آرام
که روی قلبت مینشیند
نمیگذارد فروبری
ما اگر چشمهای پُر داشته باشیم
حتی در بیابان هم
ردی از چشمه میبینیم
و اگر دلهامان روشن باشد
حتی در زمستان
نشانی از بهار را
به یاد خواهیم آورد
ای کاش چشمانمان
به اندازهٔ آرزوهایمان باز باشد
و دلمان
به اندازهٔ داشتههایمان آرام
جهان را
نه با فانوسِ جیب
که با نور جان
میشود دید
و چه روشن است
وقتی انسان
ثروتش را
از جایی بردارد
که دیده نمیشود
مانند
باران که میبارد
هیچوقت تفاوت میان کوزهٔ خالی و دستانِ پُر را
به رخ نمیکشد
فقط میبارد
و همین کافیست
تا ما هم
بیادعا
بخشندهتر شویم
عارف بسام