دوشنبه یکم دی ۱۴۰۴ - 18:25 - عارف بسام -
بالاخره شبی
به آغوشت بازمیگردم
چنان عمیق
که فاصله
نام خود را فراموش کند
لبهایم
بر لبانت
نه برای بوسه
برای بازنویسی زمان
برای ترمیم لحظههایی
که بدون ما
سپری شدند
میبوسمت
تا دلتنگی
از شکل زخم
به شکل خاطره درآید
تا دوری
در نور نفسهایمان
آهسته
ذوب شود
میبوسمت
نه برای عشق
برای تمام راههایی
که نیامدی
برای تمام شبهایی
که نامت
زودتر از خواب
به من رسید
میبوسمت
تا زمان
حساب خودش را صاف کند
تا دوری
اعتراف کند
که اشتباه بوده است
آن شب
هیچچیز اضافه نیست
نه حرف
نه توضیح
فقط من
و تو
و دلتنگیای
که بالاخره
تمام میشود
آن شب
تنهایمان
به هم ایمان میآورند
و جهان
برای چند ثانیه
از حرکت
میایستد
و عشق
پس از آن همه انتظار
بالاخره
به خانه
میرسد
عارف بسام